تبليغاتX

برداشتي از سخنان حضرت امام خميني(ره) در رابطه با عزاداري براي سالار شهيدان:

دشمنان كه به شما القاء مي كنند كه شما ملت گريه ايد، آنها از همين گريه ها مي ترسند براي اينكه گريه بر مظلوم و فرياد در مقابل ظالم است.دسته هايي كه بيرون مي آيند اينها در مقابل ظالم آمدند بايستند و قيام كرده اند.اينها را بايد حفظ كنيد.اينها شعائر مذهبي ماست. اينها شعائر سياسي ماست كه بايد حفظ بشود.دشمن مي بيند كه اين مجالس روضه و ذكر مصائب مظلوم و ذكر جنايات ظالم در هر عصري مردم را مقابل ظلم قرار مي دهد و باعث اين مي شود كه در مقابل ظلم بايستند به اين دليل مخالف هستند.اين مصيبتها بايد گفته شود.اين ظلمها را بايد گفت تا مردم بفهمندكه چه گذشته آن وقت و ايد هر روز اين كار بشود.اين جنبه سياسي دارد.اين جنبه اجتماعي دارد. كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا

 

سيدالشهدا و اصحاب او و اهل بيت او آموختند تكليف را، فداكاري در ميدان، تبليغ در خارج ميدان.

 

جسارت مردى شامى به دختر امام حسين عليه السلام  
در مجلس يزيد مردى از اهل شام به يزيد گفت : يا اميرالمؤ منين اين دختر را بمن ببخش ، دختر سيدالشهداء لرزيد لباس عمه اش زينب را گرفت و گفت : عمه جان يتيم شدم ، حالا بايد به خدمت هم گرفته شوم ؟!
زينب كبرى به آنمرد فرمود: دروغ گفتى بخدا، نه تو مى توانى چنين كنى و نه يزيد،
يزيد در خشم شد و گفت : دروغ گفتى ، بخدا اين حق من است ، اگر بخواهم انجام مى دهم ، زينب كبرى فرمود: نه والله ، خداوند اين حق را به تو نداده است مگر اينكه از ملت ما (اسلام ) خارج شوى و دينى غير از دين ما بگيرى ،
يزيد از خشم برافروخت و گفت : در روى من اين سخن مى گوئى ، پدر و برادرت از دين خارج شدند، زينب كبرى فرمود: با دين خدا و پدر و برادرم تو و جد تو و پدرت هدايت يافتيد اگر مسلمان باشى ؟!
يزيد گفت : دروغ گفتى اى دشمن خدا، زينب فرمود: تو اميرى و از سلطنت خود سوء استفاده مى كنى و ستم مى كنى گويا يزيد حيا كرد و ساكت شد.
آن مرد شامى دوباره سخن (زشت ) خود را تكرار كرد، يزيد گفت : دور شو خدا مرگت دهد و از روى زمين بردارد.
آنگاه يزيد دستور داد تا بانوان را با امام به زندانى بردند كه از سرما و گرما محفوظ نبودند، به گونه اى كه چهره آنها پوست انداخت .

 

و در روايت است كه امام صادق عليه السلام فرمود: كه امام سجاد و همراهان حضرت را در اتاقى (مخروبه ) نهادند، برخى از اسرا گفتند ما را به اين جهت در اين اتاق زندانى كرده اند تا سقف بر سر ما فرود آيد،
زندانبانان كه رومى بودند به يكديگر با زبان رومى گفتند: اينها را نگاه كنيد، مى ترسند كه سقف بر سرشان فرود آيد در حالى كه فردا آنها را خارج كرده مى كشند، امام سجاد فرمود: جز من كسى زبان رومى نمى دانست .
و طبق پاره اى از روايات يزيد منتظر بهانه اى بود تا امام سجاد را به قتل برساند.

 

چوبه محمل

نقل شده كه چون در كوفه ، سرهاى شهدا را بر نيزه جلوى مردم آوردند و ضجّه از همه برخاست ، زينب عليها السّلام چون نگاهش به سر برادر افتاد، از شدّت ناراحتى پيشانى را به جلوى محمل زد و ديدند كه از زير روپوش وى خون جارى شد. آنگاه اشعارى را خواند كه آغارش چنين است :

يا هِلالا لَمّااستَتَمَّ كَمالا

غالَهُ خَسْفُهُ فَاءبدى غُرُوبا

ما تَوَهَّمْتُ يا شَقيقَ فُؤ ادى

كانَ هذا مُقدَّرا مَكتُوبا

اى ماهى كه به كمال نرسيده خسوف كرد و غروب نمود، اى پاره دلم ! فكر نمى كردم كه اين هم مقدّر و نوشته شده بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط علی اصغر در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 16:15 |

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

هر كس در جوانى‏اش بياموزد ، آموخته‏اش مانند نقش بر سنگ است و هر كس در بزرگ‏سالى بياموزد، مانند نوشتن بر روى آب است .

 

امام صادق عليه‏السلام :

جوانان را درياب، زيرا كه آنان سريع‏تر به كارهاى خير روى مى‏آورند.

 

پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

اى على! چهار چيز را پيش از چهار چيز درياب : جوانى‏ات را پيش از پيرى؛ و سلامتى‏ات را پيش از بيمارى؛ و ثروتت را پيش از فقر و زندگى‏ات را پيش از مرگ .

 

امام صادق عليه‏السلام :

به آموختن حديث (معارف دينى) به جوانانتان ، پيش از آن‏كه منحرفين آنان را گمراه سازند، اقدام نماييد.

 

 

+ نوشته شده توسط علی اصغر در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 11:41 |